سه شنبه ۲۰ مرداد ۰۵ | ۲۳:۲۴ ۴ بازديد
در نقشههای این بخش از ساحل، ساحل به صورت «تپههای گچی، مانند ساحل کنت» توصیف شده است. بنابراین، به ویژه برای زمینشناسان، از آنجا که آنها تمایلی به طلسم باور چنین واقعیتی حرز نداشتند، این موضوع مورد توجه بود. از لنگرگاه کافران ما، ظاهر زمین، باور ما به وجود گچ را تأیید میکرد. خطوط کلی شیاطین بسیار مسطح و شیبدار بود؛ صخرههای شیبدار به رنگ سفید، که به صورت افقی لایه لایه شده بودند و قسمت بالایی آنها گاهی اوقات به صورت گودالهایی احضار ساییده میشد، جادو بسیار شبیه صخرههای گچی سواحل انگلیس بودند. طوفان به مدت سه روز مانع
از فرود ما شد، تا اینکه (19ام) اعمال صالح چند دقیقه کافی بود تا بفهمیم صخرهها از هم جدا شدهاند.{8}از خاک رس نرم، با رنگ و غلظت متفاوت، و به صورت لایههایی که به صورت افقی برای کیلومترها بدون وقفه امتداد یافتهاند، به جز جاهایی که جریانهای آب آنها را فرسوده کرده بودند، قرار گرفتهاند. برخی از لایهها دعا خاک رس بسیار ریز بودند و با هیچ ماده دیگری مخلوط نشده بودند، در حالی که برخی دیگر به وفور با شن سیلیسی گرد پوشیده شده بودند، [8] بدون هیچ اثری از بقایای آلی. ساحل دریا، از نقطه اوج آب تا قدیس
پایه صخرهها، از سنگفرش تشکیل شده است، دعا با تودههای حاجت گرفتن پراکندهای از خاک رس سخت شده به رنگ سبز. [9] بین نقاط اوج و فرود جزر و مد، ساحلی صاف از همان خاک رس سبز تودههای فوق الذکر وجود دارد که به نظر میرسد در اثر دعا برخورد با موج به قوام سنگ سخت ارواح شده است. به طور کلی، این ساحل حدود صد یارد به داخل دریا امتداد مییابد و پس از آن، یک گل سبز نرم قرار میگیرد که آب به تدریج روی آن جادو سیاه عمیقتر طلسمات میشود. لبه بیرونی خاک رس، برآمدگیای را تشکیل میدهد که
به موازات ساحل امتداد یافته و در تمام طول آن، جفت روحی دریا میشکند و قایقی در آبهای کیمیاگری کم به سختی میتواند از روی آن عبور کند. تعداد بسیار کمی از صدفهایی که پیدا کردیم مرده بودند. در اطراف ساحل بهترین جادو در گلباف تعدادی ماهی پراکنده بودند که برخی از آنها در اثر آخرین جزر و شماره ملا مد به ساحل افتاده بودند و به سختی سفت شده بودند. آنها عمدتاً متعلق به جنس Ophidium بودند. بزرگترین صدفی که دیدیم، جادو سیاه چهار فوت و هفت اینچ طول و بیست و چهار دعا پوند وزن داشت. بسیاری از صدفهایی که در کنار کشتی صید
شدند، در واقع، زمخت و بیمزه بودند. ابطال کردن جادو با این حال، مردم ما که از آنها به فرشتگان وفور تغذیه میکردند، آنها را لینگ مینامیدند و آنها را خوش طعم دین میدانستند. با این حال، دعانویس قلاب، گونه بسیار سالم و خوش طعمی از ماهی کاد ( گادوس ) را توسل در اختیار ما قرار داد. به قلاب اول، دو حیوان انگلی پیدا کردیم؛ یکی سیموثوا و مشرکان رمل دیگری گونه دعاگر ای از لرنیا بود که ...{9}محکم به زیر پوست کلیسا ابجد چسبیده بود، طوری که بدون فرشته بریدن تکهای از گوشت، قابل جدا شدن نبود. یک گونهی توصیف
نشده از مورِنا نیز صید شد. در دعانویس حالی که ما در ساحل بودیم، کشتی بیگل هشت یا نه ذکر مایل به دماغه نزدیکتر شد، جایی که کاپیتان استوکس برای تعیین موقعیتهای قابل توجه خشکی پهلو گرفت. یکی از تپههای نوکتیز، بهترین جادو در فاضل آباد به دلیل دیدن حیوان بزرگی در نزدیکی آن، آن را کوه طلسم نویس ببر نامید. آقای بوون یک گواناکو شکار کرد؛ و چون در ساحل دور افتاده بود و نمیتوانست کمکی پیدا کند، پوست آن را با چاقوی جیبی خود کند و چهار قسمت کرد و آن را بر روی شانههایش به قایق حمل کرد. صبح روز بعد کشتیها
وزنکشی کردند و به سمت کیپ ویرجینز حرکت کردند. وقتی از دماغه فیر ودر عبور کردیم، دهانه رودخانه گالگوس به وضوح دیده بهترین جادو در بندر گز میشد؛ اما بررسی آن به فرصتی در آینده موکول شد. با پیشروی، آب تا چهار فاتوم پایین رفت، تا اینکه از کنارههای وسیعی که در مقابل رودخانه قرار داشتند، گذشتیم. نزدیک شدن ما به دهانه تنگه، اگرچه با بهترین جادو در گالیکش اضطراب همراه بود، اما احساساتی از علاقه و لذت را در ما برانگیخت که به راحتی قابل توصیف پیشینه تاریخی نیست. اگرچه همزاد شیاطین برخی از دریانوردانی که از جفر آن عبور کرده بودند، خطراتی را تجربه کردند، اما
سهولت نسبی که دیگران در عبور از آن داشتند، نشان میداد که گاهی اوقات، مشکلات به راحتی متون کهن برطرف میشدند و ما حاضر بودیم فرض کنیم که در دعا نویسی مورد اول ممکن است کمی اغراق وجود داشته باشد. کاملترین و احتمالاً تنها روایت خوب
از فرود ما شد، تا اینکه (19ام) اعمال صالح چند دقیقه کافی بود تا بفهمیم صخرهها از هم جدا شدهاند.{8}از خاک رس نرم، با رنگ و غلظت متفاوت، و به صورت لایههایی که به صورت افقی برای کیلومترها بدون وقفه امتداد یافتهاند، به جز جاهایی که جریانهای آب آنها را فرسوده کرده بودند، قرار گرفتهاند. برخی از لایهها دعا خاک رس بسیار ریز بودند و با هیچ ماده دیگری مخلوط نشده بودند، در حالی که برخی دیگر به وفور با شن سیلیسی گرد پوشیده شده بودند، [8] بدون هیچ اثری از بقایای آلی. ساحل دریا، از نقطه اوج آب تا قدیس
پایه صخرهها، از سنگفرش تشکیل شده است، دعا با تودههای حاجت گرفتن پراکندهای از خاک رس سخت شده به رنگ سبز. [9] بین نقاط اوج و فرود جزر و مد، ساحلی صاف از همان خاک رس سبز تودههای فوق الذکر وجود دارد که به نظر میرسد در اثر دعا برخورد با موج به قوام سنگ سخت ارواح شده است. به طور کلی، این ساحل حدود صد یارد به داخل دریا امتداد مییابد و پس از آن، یک گل سبز نرم قرار میگیرد که آب به تدریج روی آن جادو سیاه عمیقتر طلسمات میشود. لبه بیرونی خاک رس، برآمدگیای را تشکیل میدهد که
به موازات ساحل امتداد یافته و در تمام طول آن، جفت روحی دریا میشکند و قایقی در آبهای کیمیاگری کم به سختی میتواند از روی آن عبور کند. تعداد بسیار کمی از صدفهایی که پیدا کردیم مرده بودند. در اطراف ساحل بهترین جادو در گلباف تعدادی ماهی پراکنده بودند که برخی از آنها در اثر آخرین جزر و شماره ملا مد به ساحل افتاده بودند و به سختی سفت شده بودند. آنها عمدتاً متعلق به جنس Ophidium بودند. بزرگترین صدفی که دیدیم، جادو سیاه چهار فوت و هفت اینچ طول و بیست و چهار دعا پوند وزن داشت. بسیاری از صدفهایی که در کنار کشتی صید
شدند، در واقع، زمخت و بیمزه بودند. ابطال کردن جادو با این حال، مردم ما که از آنها به فرشتگان وفور تغذیه میکردند، آنها را لینگ مینامیدند و آنها را خوش طعم دین میدانستند. با این حال، دعانویس قلاب، گونه بسیار سالم و خوش طعمی از ماهی کاد ( گادوس ) را توسل در اختیار ما قرار داد. به قلاب اول، دو حیوان انگلی پیدا کردیم؛ یکی سیموثوا و مشرکان رمل دیگری گونه دعاگر ای از لرنیا بود که ...{9}محکم به زیر پوست کلیسا ابجد چسبیده بود، طوری که بدون فرشته بریدن تکهای از گوشت، قابل جدا شدن نبود. یک گونهی توصیف
نشده از مورِنا نیز صید شد. در دعانویس حالی که ما در ساحل بودیم، کشتی بیگل هشت یا نه ذکر مایل به دماغه نزدیکتر شد، جایی که کاپیتان استوکس برای تعیین موقعیتهای قابل توجه خشکی پهلو گرفت. یکی از تپههای نوکتیز، بهترین جادو در فاضل آباد به دلیل دیدن حیوان بزرگی در نزدیکی آن، آن را کوه طلسم نویس ببر نامید. آقای بوون یک گواناکو شکار کرد؛ و چون در ساحل دور افتاده بود و نمیتوانست کمکی پیدا کند، پوست آن را با چاقوی جیبی خود کند و چهار قسمت کرد و آن را بر روی شانههایش به قایق حمل کرد. صبح روز بعد کشتیها
وزنکشی کردند و به سمت کیپ ویرجینز حرکت کردند. وقتی از دماغه فیر ودر عبور کردیم، دهانه رودخانه گالگوس به وضوح دیده بهترین جادو در بندر گز میشد؛ اما بررسی آن به فرصتی در آینده موکول شد. با پیشروی، آب تا چهار فاتوم پایین رفت، تا اینکه از کنارههای وسیعی که در مقابل رودخانه قرار داشتند، گذشتیم. نزدیک شدن ما به دهانه تنگه، اگرچه با بهترین جادو در گالیکش اضطراب همراه بود، اما احساساتی از علاقه و لذت را در ما برانگیخت که به راحتی قابل توصیف پیشینه تاریخی نیست. اگرچه همزاد شیاطین برخی از دریانوردانی که از جفر آن عبور کرده بودند، خطراتی را تجربه کردند، اما
سهولت نسبی که دیگران در عبور از آن داشتند، نشان میداد که گاهی اوقات، مشکلات به راحتی متون کهن برطرف میشدند و ما حاضر بودیم فرض کنیم که در دعا نویسی مورد اول ممکن است کمی اغراق وجود داشته باشد. کاملترین و احتمالاً تنها روایت خوب
دعانویس صومعه سرا؛ مسیر درست کدام است؟