چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ | ۰۹:۵۸ ۳ بازديد
به سمت جنوب شرقی (منطقه خوش آب و هوای این ساحل) کشیده شد. ما برای رسیدن نماز خواندن به خشکی پیشروی کردیم و حدود ساعت 10 صبح ، «تابلوی» آن از بالای دکل دیده شد. مقدس ظهر، کوههای بلند از عرشه قابل مشاهده بودند؛ دعانویس عرض جغرافیایی جفت روحی ما، با مشاهده، 48 درجه بهترین جادو در جوزم و 51 دقیقه و طول جغرافیایی ما، با کرونومتر، 00 درجه و 27 دقیقه در غرب پورت هنری بود. با صد و ده فاتوم خط، هیچ عمقیابی به دست نیامد. از این رو دعانویس به سمت شرق (مغناطیسی) به سمت کوهی قابل توجه حرکت کردیم که از
آنجایی که ما تقریباً در موازات آن مذهب در ظهر بودیم، در نقشه به عنوان قله موازی مشخص شده است. ساحلی که روی آن بودیم، ساحل جزیره «کامپانا» بود و از نظر ظاهر کلی، تفاوتی با ساحل مادره د دیوس نداشت. خیلی دیر شده بود که خیلی به خشکی نزدیک شدیم؛ اما، برای چند فرسنگ به سمت شمال، و حدود یک فرسنگ به سمت ... در ظهر، به سمت فرشتگان جنوبِ خط موازی عرض جغرافیاییمان، میتوانستیم صخرهها بهترین جادو در بانه و موجشکنهایی را که کافران ساحل را تا فاصلهی دو لیگ از ساحل احاطه کرده بودند، تشخیص دهیم. «هنگام غروب، کشتی را
برای شب به حرکت درآوردیم؛ اما به جای اعمال صالح اینکه بتوانیم صبح روز بعد بررسی ساحل را از سر بگیریم، مجبور شدیم با طوفان دیگری از سمت جادوگر شمال غربی مواجه شویم که قبل از ظهر، بادبان اصلی کشتی را به صورت صخرههای نزدیک به هم و بادبان جلویی را به صورت صخرههای کوچک درآورد. این طوفان ناگهان در ربع غربی فروکش کرد نسخ خطی که بینظیر تعویذ بود؛ طوفانهایی که ما تجربه کردهایم، حرز معمولاً از شمال شروع میشدند، سپس به سمت غرب کشیده میشدند و از آنجا با بیشترین شدت به کلیسا سمت جنوب غربی میوزیدند و با کشیده
شدن به سمت جنوب، معمولاً در شرق جنوب فروکش میکردند. «بعد از ظهر، دوباره به نزدیکی قله موازی رسیدیم، اما نتوانستیم آن را ببندیم. فرشتگان صبح روز بعد (یازدهم)، با هوای خوب و طلسمات دعانویس نسیم تازهای در SWb W، بار دیگر خشکی اطراف قله موازی را دیدیم؛ و وقتی حدود هشت مایل از ساحل دور شدیم، در امتداد ساحل Nb E حرکت کردیم. ظهر عرض جغرافیایی ما ۴۸ درجه و ۴۷ دعا دقیقه بود. «در طول مسیرمان در امتداد ساحل در این روز، از کنار تعدادی جزیره کوچک سنگی، صخرهها جادو و موجشکنها که در فاصله طلسم سه یا
چهار مایلی از ساحل قرار داشتند، گذشتیم. برخی از این جزیرهها چندین فوت بالاتر از سطح دریا قرار داشتند؛ برخی دیگر ...{۱۶۳}موجهای خروشانی وجود داشتند که فقط گاهی اوقات خود را نشان عبادت کردن مقدس دعا میدادند. در حاجت گرفتن امتداد این خط، امواج به شدت میکوبیدند و در بیرون، دریایی طولانی و مواج غالب بود که کشتی را بسیار ناآرام میکرد. «این خط خطر کاملاً پیوسته نیست؛ زیرا دهانهای به عرض حدود دو مایل، در کنار قله موازی وجود دارد که در جنوب آن خلیجی دعاگر قرار دارد که احتمالاً بندری در آن وجود دارد؛ اما با توجه به وزش احضار
بادهای شدید غربی و دعا هوای بد، اگر بهترین جادو در مریوان وجود داشته باشد، کشتیهای کمی جرأت شیطانی میکنند به سمت آن حرکت دعا کنند؛ و شیاطین به سید و حاجی ابطال کردن جادو نظر من، این خط باید به عنوان مانعی در علوم غریبه نظر گرفته شود که نباید از آن عبور کنند. از آنجایی که پلمپ روی صخرهها یافت میشود، کشتیهایی که به این تجارت مشغول هستند، شاید نتوانند از این خطرات منصرف شوند، اما هر خط دیگری به تمام این وسعت ساحل، پهلوگیری وسیعی میدهد. ما از میان موجشکنها در فاصله حدود یک مایلی عبور کردیم و عمق امواج صخرهای از سی تا بیست
و سه فاتوم بود. «انتهای خط ساحلی به سمت شمال، جزیرهای مرتفع و ناهموار بود که قلهای کوچک در بهترین جادو در کوهبنان انتهای شمالی خود داشت. منتهیالیه خشکی اصلی، دماغهای نسبتاً مرتفع و قدیس صخرهای بود که از آنجا ساحل به سمت جنوب امتداد مییافت، با قلهها و یالهای ناهموار و کوهستانی، تا قله موازی. هنگام غروب طلسم آفتاب، انتهای شمال غربی کامپانا به سمت شمال (مغناطیسی)، سه فرسنگ دورتر قرار داشت و از بالای دکل میتوانستم کمربندی از صخرهها طلسم نویس طلسم و صخرههای شکننده را که بیوقفه به سمت شمال، شیاطین تا انتهای کامپانا، امتداد مییافتند، به وضوح شیاطین ببینم.» «شب
را به صبح رساندیم و تا ساعت ۲ بامداد روز دوازدهم، نسیم ملایم و متغیری جادو سیاه یا آرامشبخشی داشتیم، تا اینکه نسیمی از سمت شمال وزیدن گرفت و چنان سریع وزیدن گرفت که تا ظهر دوباره به بادبان اصلی و جلویی نزدیک به صخرههای
آنجایی که ما تقریباً در موازات آن مذهب در ظهر بودیم، در نقشه به عنوان قله موازی مشخص شده است. ساحلی که روی آن بودیم، ساحل جزیره «کامپانا» بود و از نظر ظاهر کلی، تفاوتی با ساحل مادره د دیوس نداشت. خیلی دیر شده بود که خیلی به خشکی نزدیک شدیم؛ اما، برای چند فرسنگ به سمت شمال، و حدود یک فرسنگ به سمت ... در ظهر، به سمت فرشتگان جنوبِ خط موازی عرض جغرافیاییمان، میتوانستیم صخرهها بهترین جادو در بانه و موجشکنهایی را که کافران ساحل را تا فاصلهی دو لیگ از ساحل احاطه کرده بودند، تشخیص دهیم. «هنگام غروب، کشتی را
برای شب به حرکت درآوردیم؛ اما به جای اعمال صالح اینکه بتوانیم صبح روز بعد بررسی ساحل را از سر بگیریم، مجبور شدیم با طوفان دیگری از سمت جادوگر شمال غربی مواجه شویم که قبل از ظهر، بادبان اصلی کشتی را به صورت صخرههای نزدیک به هم و بادبان جلویی را به صورت صخرههای کوچک درآورد. این طوفان ناگهان در ربع غربی فروکش کرد نسخ خطی که بینظیر تعویذ بود؛ طوفانهایی که ما تجربه کردهایم، حرز معمولاً از شمال شروع میشدند، سپس به سمت غرب کشیده میشدند و از آنجا با بیشترین شدت به کلیسا سمت جنوب غربی میوزیدند و با کشیده
شدن به سمت جنوب، معمولاً در شرق جنوب فروکش میکردند. «بعد از ظهر، دوباره به نزدیکی قله موازی رسیدیم، اما نتوانستیم آن را ببندیم. فرشتگان صبح روز بعد (یازدهم)، با هوای خوب و طلسمات دعانویس نسیم تازهای در SWb W، بار دیگر خشکی اطراف قله موازی را دیدیم؛ و وقتی حدود هشت مایل از ساحل دور شدیم، در امتداد ساحل Nb E حرکت کردیم. ظهر عرض جغرافیایی ما ۴۸ درجه و ۴۷ دعا دقیقه بود. «در طول مسیرمان در امتداد ساحل در این روز، از کنار تعدادی جزیره کوچک سنگی، صخرهها جادو و موجشکنها که در فاصله طلسم سه یا
چهار مایلی از ساحل قرار داشتند، گذشتیم. برخی از این جزیرهها چندین فوت بالاتر از سطح دریا قرار داشتند؛ برخی دیگر ...{۱۶۳}موجهای خروشانی وجود داشتند که فقط گاهی اوقات خود را نشان عبادت کردن مقدس دعا میدادند. در حاجت گرفتن امتداد این خط، امواج به شدت میکوبیدند و در بیرون، دریایی طولانی و مواج غالب بود که کشتی را بسیار ناآرام میکرد. «این خط خطر کاملاً پیوسته نیست؛ زیرا دهانهای به عرض حدود دو مایل، در کنار قله موازی وجود دارد که در جنوب آن خلیجی دعاگر قرار دارد که احتمالاً بندری در آن وجود دارد؛ اما با توجه به وزش احضار
بادهای شدید غربی و دعا هوای بد، اگر بهترین جادو در مریوان وجود داشته باشد، کشتیهای کمی جرأت شیطانی میکنند به سمت آن حرکت دعا کنند؛ و شیاطین به سید و حاجی ابطال کردن جادو نظر من، این خط باید به عنوان مانعی در علوم غریبه نظر گرفته شود که نباید از آن عبور کنند. از آنجایی که پلمپ روی صخرهها یافت میشود، کشتیهایی که به این تجارت مشغول هستند، شاید نتوانند از این خطرات منصرف شوند، اما هر خط دیگری به تمام این وسعت ساحل، پهلوگیری وسیعی میدهد. ما از میان موجشکنها در فاصله حدود یک مایلی عبور کردیم و عمق امواج صخرهای از سی تا بیست
و سه فاتوم بود. «انتهای خط ساحلی به سمت شمال، جزیرهای مرتفع و ناهموار بود که قلهای کوچک در بهترین جادو در کوهبنان انتهای شمالی خود داشت. منتهیالیه خشکی اصلی، دماغهای نسبتاً مرتفع و قدیس صخرهای بود که از آنجا ساحل به سمت جنوب امتداد مییافت، با قلهها و یالهای ناهموار و کوهستانی، تا قله موازی. هنگام غروب طلسم آفتاب، انتهای شمال غربی کامپانا به سمت شمال (مغناطیسی)، سه فرسنگ دورتر قرار داشت و از بالای دکل میتوانستم کمربندی از صخرهها طلسم نویس طلسم و صخرههای شکننده را که بیوقفه به سمت شمال، شیاطین تا انتهای کامپانا، امتداد مییافتند، به وضوح شیاطین ببینم.» «شب
را به صبح رساندیم و تا ساعت ۲ بامداد روز دوازدهم، نسیم ملایم و متغیری جادو سیاه یا آرامشبخشی داشتیم، تا اینکه نسیمی از سمت شمال وزیدن گرفت و چنان سریع وزیدن گرفت که تا ظهر دوباره به بادبان اصلی و جلویی نزدیک به صخرههای
دعانویس صومعه سرا؛ مسیر درست کدام است؟