دوشنبه ۲۰ بهمن ۰۴ ۱۵:۳۳ ۳ بازديد
طلسم نویس شهر گلستان از دانشآموزان بخواهید شعر را با دقت بخوانند تا حرکت و ریتم آن را درک کنند. قرار دادن کلاس برای نقد یک شعر یا تجزیه و تحلیل پاراگراف اول یک اثر ادبی قبل از خواندن کامل آن، همانقدر اشتباه بزرگی است که وادار کردن آنها به نقد یک بنای تاریخی با بررسی یک یا دو بلوک گرانیت در معدن. ۴. استانداردها و آزمونهای ادبیات محض را از نزدیک در مقابل دانشآموز قرار دهید. بنابراین، اولین قدم در مطالعهی «رؤیای سر لانفال» - و همین امر در مورد هر اثر ادبی دیگری نیز صادق است - طلسم یافتن درونمایهی نویسنده است.قدم دوم، آزمودن این درونمایه با طلسم نویس پرسشهای زیر است: ۱. آیا جهانی است؟ ۲. طلسم آیا ایدهآل است؟ بهترین دعانویس شهر ۳. آیا احساسی است؟ این آزمونها مشخص میکنند که اثر به کدام دسته از آثار ادبی تعلق دارد. درونمایه ادبیات، روح یا هدف آن است، اما این روح باید جسمی داشته باشد. نویسنده ادبیات با اصطلاحات انتزاعی صحبت نمیکند. او فرمها را در قالبهای ملموس و قابل مشاهده تجسم میبخشد. تصویر ایدهآل در واقعیت، امر کلی در فرد ارائه میشود و این جزئیات عینی یا ملموس به انواع یا نمادهای امر انتزاعی یا کلی تبدیل میشوند. بنابراین هستر در «نامه سرخ» و ژان والژان در «لس»بینوایان«تحقق اصول بهترین دعانویس شهر جهانی در انسان هستند» طبیعت.
طلسم نویس شهر گیلان ساختن و به آب انداختن کشتی با لانگفلو نمونهای از زندگی ملی است. کسی که اوانجلین را میخواند و دعا جز اوانجلین، فرد را میبیند، بیشتر شعر را از دست طلسم میدهد. اوانجلین شکل یا تجسم فردیِ ملموسِ امر انتزاعی و جهانشمول است - فداکاری زن. دیدن امر جهانشمول که توسط طلسم نویس امر خاص نمادین شده است، دیدن اوانجلین دیگر بهترین دعانویس شهر نه به عنوان یک فرد، بلکه به عنوان یک تیپ - آرمانی که روح ما ممکن است آرزوی آن را بهترین دعانویس شهر جادو و طلسمات داشته طلسم نویس باشد - به مطالعه ادبیات جان میبخشد و آن را به ناظری برای روح خودمان تبدیل میکند.
زبان طلسم واسطهای است که مضمون را طلسم از طریق تجسم به خواننده منتقل میکند. در سایر اشکال هنر، مانند مجسمهسازی و نقاشی، تجسم به تنهایی وجود دارد و خواننده باید هر آنچه را که میتواند از آن بسازد. با این حال، ادبیات انعطافپذیرتر است. ممکن است نشاندهنده تغییر، سرعت پیشرفت یا توسعه باشد. زبان تصویری زنده را در ذهن میآورد و میتواند معنای تصویر را از نظر زندگی ارائه دهد. زبان ادبی باید زیبا باشد. تفسیر آن باید لذت زیباییشناختی به همراه داشته باشد؛ نه تنها لذت زیباییشناختی، بلکه لذت حسی نیز. باید گوش را نوازش دهد. این ویژگیهای دلپذیر باعث ایجاد خوشآوایی، هماهنگی، دعا ریتم و قافیه در تمام اشکال دعا دلپذیر آن جادو و طلسمات میشود.
طلسم نویس شهر لرستان همچنین شامل واجآرایی و جمله متعادل است. زبان هم جنبه شکلی و هم جنبه حسی دارد. زبان تجسم اندیشه است و روح...ضروری جادو و طلسمات به بدن. زبان همچنین با تحریک تخیل و قضاوت، لذت حسی را بیدار میکند. دلالت ضمنی زبان اغلب از دلالت صریح آن اهمیت بیشتری دارد. حال بیایید این اصول را با جزئیات بیشتری در مورد «رؤیای سر لانفال» به کار ببریم. ۱۵۸تم. موضوع شعر، نیکوکاری است. پایه و اساس دعا نیکوکاری، احساس خویشاوندی ماست. خویشاوندی خونی پیوندی قوی است و در تمام تاریخ بشر وجود داشته است. به رسمیت شناختن خویشاوندی معنوی از خویشاوندی خونی نشأت گرفته است.
طلسم نویس شهر مرکزی تعصب یونانیان علیه بربرها از انکار خویشاوندی خونی ناشی میشد، در حالی که آنها از به رسمیت شناختن خویشاوندی معنوی بالاتر ناتوان بودند. به همین دلیل، غیریهودیان و یهودیان دشمن یکدیگر بودند. توحید - یک خدا، یک پدر برای همه - در پایه و اساس همه نیکوکاریهای واقعی قرار دارد. جای تعجب نیست که بزرگترین فضایل، نیکوکاری جادو و طلسمات است. «آن ریسمانِ زیباییِ پایدار، که از همه جادو و طلسمات چیز میگذرد و همه را متحد میکند. مضمون شعر در ابتدا آشکار نیست. شاعر، مانند نوازنده ارگ، «با تردید و دوردست» آغاز میکند. این بند، نمونهای از روش جهانی تفکر است. ما از طریق مبهم و نامشخص به امر مشخص نزدیک میشویم.
طلسم نویس شهر مازندران این بند هیچ ارتباطی با مضمون شعر ندارد. این بند صرفاً مقدمهای است و حال و هوای خواننده را برای آنچه در ادامه میآید، آماده میکند. در بند دوم، مضمون، عروج ناخودآگاه به سوی حیات والاتر از طریق تأثیرات نشاطآور طبیعت پیرامون ما - بادها، کوهها، جنگلها و دریا - است. مضمون بند سوم، بهای چیزهای زمینی در دعا مقایسه با هدایای الهی است.
- ۰ ۰
- ۰ نظر