چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۱۵:۱۷ ۵ بازديد
که به دلیل اینکه اولین خانهای بود که در لندن شمارهگذاری شد، قابل توجه بود. خوانندگان نامههای قدیمی با تعجب متوجه میشوند که چقدر آسان محل اقامت یک شخص توسط پست پیدا طلسم نویس شهر ماکو میشد؛ «به آقای استرن، در پال مال» کافی بود. این تقریباً یک راز به نظر میرسد. در حیاط کلیساهای لندن چیزهای زیادی برای جلب توجه کاوشگران وجود دارد، اما میتوان تردید کرد که آیا چیزی میتواند به طرز غمانگیزی رمانتیکتر از آنچه دو بنای یادبود در دو حیاط کلیسای قدیمی - که با نیم ساعت پیادهروی از هم جدا شدهاند - ارائه میدهند، باشد. یک طلسم نویس اخلاقگرا سود دعا و تأملی کنجکاوانه خواهد یافت.{73}بر فراز ناپایداری چیزها، در بازدید او از این دو مکان جالب.طلسم با ایستادن در آن فضای باز بدشکل ، سیرک سابق ریجنت، و نگاه کردن در امتداد پیچ خیابان جدید شافتسبوری، میتوانیم مناره سیاه شده و بدقواره کلیسای قدیمی سنت آن در سوهو را ببینیم که اکنون به طور غیرمنتظرهای توسط پاکسازیها و "تخریبها" آشکار شده است. این شیء زمخت و عجیب و غریب به نظر میرسد که به شکل یک بشکه شراب فروشی طلسم نویس شهر شاهین دژ است که به راحتی بر روی یک مناره قرار گرفته است، و باید به یاد رن، به عنوان یکی از آن عجایب معماری که او گهگاه وقتی اختراعش شکست میخورد، به آن میپرداخت، بخشیده شود. دعا آن هرمهای خارقالعاده و سایر وسایلی که او روی برخی از برجهای خود قرار داده است، به همان دسته تعلق داشتند.
این کلیسا بسیار قدیمی و جالب است و قدمت آن به سال ۱۶۸۶ برمیگردد و مشرف به خیابان دین است. این کلیسا به دلیل مراسم موسیقی خود به نوعی شهرت رسیده است. و پرنسس ولز و بهترین دعانویس شهر دیگر افراد برجسته اغلب در میان جمعیت حاضر هستند. خانه جادو و طلسمات کشیش قدیمی، که تا زمان تصدی فعلی دکتر وید، کشیش سابق، در همان جایی که بود، در کنار کلیسا قرار دارد، ردیفهایی از پنجرههای باستانی آن طلسم چشماندازی شاد به حیاط کلیسا دارند؛ اما خانه کشیش واقعی در میدان عجیب و غریب سوهو قرار دارد. حیاط کلیسا یک قطعه زمین متروکه بسیار بزرگ است که به خیابان واردور باز میشود و چند سال پیش توسط بهسازیکنندگان طلسم نویس شهر نقده و خرابکاران تصرف شد.
سنگ قبرها همه با هم جمعآوری و به طور مرتب به عنوان نوعی سنگفرش چیده شدند و بقیه با چمن کاشته شدند. اکنون به یک دسته بزرگ از مرغها واگذار شده است که در بهترین دعانویس شهر آنجا امرار معاش میکنند و از نوعی روس در اوربه لذت میبرند . تصور میشد که این اقدامات مقدماتی برای باز کردن این مکان به عنوان یک زمین تفریحی است؛ اما دروازهها همچنان قفل هستند و اکنون عموم مردم دعا نمیتوانند وارد شوند. روی دیوار بیرونی کلیسا دو لوح دیده میشود که توجه را جلب میکنند؛ یکی مربوط به یادبود طلسم نویس شهر پیرانشهر هازلیت، از نوعی خارقالعاده که عقاید طلسم نویس عجیب و غریب او را بیان میکند؛ دیگری مربوط به یک پادشاه واقعی که پس از کنارهگیریاش در انگلستان درگذشت.
تابوت پادشاه در سردابههای زیرین قرار داده شده بود، جایی که منشی به یاد میآورد سالها پیش آن را دیده است. اما در میان سایر اقدامات عجیب و غریبی که مسیر «بهبودها» را مشخص میکرد، سردابهها کاملاً با شن پر شدند و محتویات، به اصطلاح، محو شدند. کتیبه، که اثر هوراس والپول است، چنین میگوید: در نزدیکی این مکان، طلسم تئودور، پادشاه جادو و طلسمات کورسیکا ، دفن شده است که طلسم در این بخش، در ۱۱ دسامبر ۱۷۵۶، بلافاصله پس از ترک زندان جادو و طلسمات سلطنتی، با استفاده از قانون ورشکستگی، که طلسم نویس شهر هادیشهر در انتقال آن پادشاهی کورسیکا را به نفع طلبکارانش ثبت کرد، درگذشت.
معلم بزرگ و بزرگ، به سطحی میرسد که قهرمانان و گدایان، بردگان کشتیهای پاروزن و پادشاهان؛ اما تئودور این اخلاق را پیش از مرگ آموخت— سرنوشت درسهایش را بر سر زندهاش جاری کرد، پادشاهی عطا کرد و نان را از او دریغ داشت. {74} داستان او غمانگیز، رمانتیک و کاملاً واقعی است؛ زیرا او یک پادشاه تاجدار و ماجراجوی واقعی بود. نام او نیوهوف بود و در پایتختهای بسیاری از کشورها حضور داشت و خود را برای قدرتمندان کوچکتر مفید میساخت و سرانجام موفق شده جادو و طلسمات بود شورشیان کورسیک را با این ایده که شخصیتی قدرتمند است و میتواند برای آنها کمک پیدا کند، تحت تأثیر قرار دهد.
آنها با پیشنهادهای او برای رهبری خود وسوسه شدند. یک روز صبح او با کشتیای پر از توپ و سایر آذوقه وارد شد و با لباس شرقی
- ۰ ۰
- ۰ نظر