پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۱:۱۵ ۵ بازديد
«من نه تنها هرگز آن را ندیده بودم، بلکه هرگز در مورد آن چیزی نشنیده بودم. من به یک مجلس رقص در خانه برلینگتون دعوت شده بودم. وقتی شب از زیر دروازه عبور کردم، نمیتوانست به دعا من نگاه کند. اما در سپیده دم، وقتی از پنجره به بیرون نگاه میکردم تا طلوع خورشید را ببینم، از منظره ستونی که روبرویم بود شگفت زده شدم. به نظر دعا میرسید یکی از آن عمارتهای افسانهای طلسم نویس شهر ملکان است که توسط جن در شب ساخته میشوند.» لرد چسترفیلد با لحنی شاد و سرزنده درباره عمارت دیگری که لرد برلینگتون در نظر داشت، اما از آن بهترین دعانویس شهر زمان ویران شده بود، گفت: «مطمئناً او نمیتوانست در آن زندگی کند، اما قصد داشت خانه روبروی آن را تصاحب کند تا به آن نگاه کند.»و تمجید، نهایت لطف و محبتی بود که جادو و طلسمات آن همکار طعنهزن میتوانست ارائه دهد. اما چیزهای دیگری هم باید به این صحنه اضافه میشد. خود خانه از هر طرف با دیوارهای مستقل باشکوهی احاطه شده بود که توسط راهروهایی به آن متصل میشدند، سیستمی از چیدمان که معماران قدیمیتر به آن علاقه داشتند. جادو و طلسمات حدود چهل یا پنجاه سال پیش، یکی از اعضای خانواده کاوندیش خانه را بازسازی کرد، باغها را از بین برد و اجازه داد تا گذرگاه طاقدار طلسم نویس آشنا از میان آنها عبور کند؛ در حالی که چند سال پیش طلسم نویس شهر عجب شیر تغییر نهایی انجام شد و خانه طلسم که توسط دولت خریداری شده بود، به انجمنهای هنری و علمی واگذار شد.
ستون زیبا مسطح شد و به پارک باترسی منتقل شد، جایی که اکنون سنگها روی هم انباشته شدهاند و در حال پوسیدگی هستند. مرحوم آقای فرگوسن، یک معمار تحسینبرانگیز و منتقد، بهترین دعانویس شهر به رفتار تکاندهنده و ناچیزی که با خانه شده است اشاره کرده است - طبقه جدید سنگینتر از طبقه زیرین است و گذرگاه سنگی غولپیکر در جلو قرار داده شده است، گویی عمداً داستان زیرین را کوتاهتر کرده است. هر دعا فرد غیرحرفهای میتواند خودش ببیند که همه اینها چقدر ناهماهنگ است، اما «کار»، آنطور که میتوان آن را نامید، توسط معمار ساختمانهای جدید انجام نشده است. «در حال حاضر، خانه برلینگتون تنها به عنوان نمونهای قابل توجه است که نشان میدهد چقدر آسان طلسم نویس شهر سردرود میتوان حتی بهترین ساختمانها را با الحاقات یا تغییرات نسنجیده نابود کرد؛ جادو و طلسمات یک
طبقه بالاتر محکمتر و با ارتفاعی بلندتر از طبقه فعلی اضافه شده است، به طوری که آنچه که زمانی اشرافیت پیانویی ساختمان بود را کاملاً خرد میکند. نتیجه این است که آنچه چند سال پیش یکی از زیباترینها بود، اکنون یکی از بدترین نمونههای معماری در این کلانشهر است.» یکی دیگر از تفریحات جالب برای «مسافر لندن» بازدید از خانههای قدیمی است که افراد مشهور در آنها زندگی کردهاند یا فوت بهترین دعانویس شهر کردهاند. ایستادن در مقابل چنین مقبرهای، طلسم نویس به خصوص وقتی که هنوز شکل قدیمی خود را حفظ طلسم نویس شهر اهر کرده و تغییری در آن ایجاد نشده باشد، حس عجیبی دارد.
فکر میکنید چند بار از آن پلهها بالا رفته و بهترین دعانویس شهر وارد در همیشه باز شدهاند. آنجا اتاق او بود - آنجا اتاق مطالعهاش. در بیشتر موارد، انعکاس این است که چقدر فقیر، چقدر منظور خیمه است! هرگز این اتفاق با چنین شدتی در بازدید از خانه قدیمی چارلز لمب در انفیلد تکرار نشده بود طلسم - خانهای کوچک و فقیرانه - خانهای در یک مجتمع فقیرانه، بسیار تنگ و کوچک، با یک درگاه طلسم کوچک که به سختی میشد از آن عبور کرد. با این حال، او طلسم نویس در اینجا مهمانی میداد و در میان جنون و بدبختی زندگی طلسم نویس شهر آذرشهر میکرد.
دوستانی از لندن برای دیدن او میآمدند. انجمن هنر در این زمینه کمکهایی ارائه داده است و مانند برخی از انجمنهای قدیمی مرگ و میر در لندن با نصب لوحهای زیبا و دایرهای شکل بر روی نمای عمارتهای برجستهتر، این خاطرات را ثبت و زنده نگه میدارد. این کار خوب به تدریج در حال گسترش است، اما زمان میبرد؛ زیرا مستلزم مذاکره با مالکان است که برخی از آنها در درک هدف کند هستند. اما، در حقیقت، اگر کسی با دقت «زندگیها» و «خاطرات» را جستجو کند، میتوان فهرست عظیمی تهیه کرد. آقای ال. هاتون آمریکایی، اخیراً این کار جادو و طلسمات را با زحمتی بینظیر انجام داده است.
با این حال، مشکل این است که در قرن گذشته «اعداد» مد نبودند و مردم معمولاً فقط نام خیابان را به آن میدادند. سر طلسم اچ. وود، دبیر انجمن، شرحی از زحمات دلپذیر خود ارائه داده است.
- ۰ ۰
- ۰ نظر