طلسم نویس شهر پارس آباد

کاشت و مراقبت از مو

طلسم نویس شهر پارس آباد

۴ بازديد
کرده است که این کار را انجام دهد.»[323] خواننده به یاد خواهد آورد که مگان با خانم مور قرار گذاشته بود که برای امنیت بیشتر لرد ادوارد، این فراری نجیب‌زاده محل اقامت خود را از خانه جیمز مور به خانه مگان منتقل کند. مگان، برای اینکه خود را از سوءظن مصون نگه دارد، نگران بود که دستگیری لرد ادوارد در خیابان انجام شود. ... من همچنین به قول محبت‌آمیز شما مبنی بر دریافت ۱۰۰۰ لیره برای او طلسم (بدون ذکر نام یا ثبت آن در هیچ کتابی) در ازای انجام کار اشاره کردم، که او قبل از صدور اعلامیه به آن اشاره طلسم نویس شهر پارس آباد کرده بود.

بنابراین، او خود را به شما مدیون می‌داند که به هیچ‌کس اجازه ورود و بازرسی خانه‌اش را ندهید (که من جرأت کردم به طلسم شما قول بدهم دعا که شما آن را مشاهده خواهید کرد)، اما امشب پس از غروب آفتاب، نزدیک انتهای خیابان واتلینگ یا دو خانه بالاتر در آن خیابان از جزیره آشر، نگهبانی خواهد داد... [در اینجا خلاصه نامه آقای کوک، به صفحه ۱۲۲ قبل از آن مراجعه کنید ]، و در یکی از این مکان‌ها لرد ادوارد را در حال تغییر قیافه خواهند یافت. او کلاه گیس به سر دارد و ممکن است به طور دیگری مسخ شده باشد، یک یا دو طلسم نویس شهر تکاب نفر او را همراهی می‌کنند، اما چندین راهزن مسلح با خنجرهای جدید او را دنبال می‌کنند.

او قصد دارد اگر ناگهان دستگیر طلسم نشود، بجنگد. طلسم نویس شهر اشنویه «راهزن مسلح» صرفاً شامل خانم و دوشیزه مور، گالاگر، کارمندی در استخدام مور و مردی به نام پالمر بود.[325] این روایتی است که مرحوم دعا آقای مک‌ریدی، پسر خانم مور، در یک بیانیه بسیار مختصر به من ارائه داد. او در تور تحصیل کرده بود؛ لرد ادوارد همیشه با او به زبان فرانسه صحبت می‌کرد و معمولاً معلم خصوصی فرانسه او بود. ساعت 8:30 در یک عصر دل‌انگیز ماه مه بود. پالمر و گالاگر چند متری جلوتر راه رفتند و اولین کسانی بودند بهترین دعانویس شهر که در گوشه خیابان آیلند با گروه سر برخورد کردند.

سر زخم زشتی به گالاگر زد طلسم نویس که بعداً شناسایی او را آسان کرد. دومی، مردی قدرتمند، دو یا سه طلسم نویس ضربه به سر زد که در این درگیری افتاد، اما از بهترین دعانویس شهر آنجایی که زره به تن داشت، پس طلسم نویس کمال شهر از چند لحظه توانست دوباره روی پاهایش بایستد. لرد ادوارد نیز در چنگال یکی از محافظان سر بود. هر دو به زمین افتادند، اما هیچ نتیجه بدی برای اربابش جز لکه‌های زشت گل روی کتش نداشت. در این آشفتگی، خانم‌ها با عجله به همراه گروه نجیب خود به خیابان توماس بازگشتند و پالمر و گالاگر را برای جلوگیری از سر تنها گذاشتند.

گروه، نقشه رفتن به خانه مگان را کنار گذاشت، هرچند نه به دلیل بی‌اعتمادی به وفاداری او، و برای لرد ادوارد در خانه یکی از پیروان وفادارش به نام مورفی که قبلاً با او اقامت داشت، سرپناه گرفت. خانم مور روز بعد تمام ماجرا و چگونگی انجام ایمن عقب‌نشینی را برای مگان تعریف کرد. لرد ادوارد پس از نوشیدن مقداری آب پنیر برای تسکین سرماخوردگی شدید، روی تختش در اتاق زیر شیروانی مورفی دراز کشیده بود که سرگرد سوان و کاپیتان رایان از در وارد شدند و فریاد زدند طلسم نویس که مقاومت بیهوده خواهد بود. فیتزجرالد فوراً طلسم نویس شهر فردیس مانند شیری از لانه‌اش بیرون پرید و به سمت سوان هجوم برد.

هنوز خبری از هفت‌تیر نبود و تپانچه‌اش به خطا رفت. سپس خنجری کشید. جادو و طلسمات در گزارشی که سوان به یک نشریه دولتی ارائه داد، آمده است: سپس جناب عالی به سمت آقای سوان حمله کردند، خنجر را کوتاه کردند و در حالی که ابتدا آن را از یک دست به دست دیگر روی شانه‌اش تغییر داده بودند (همانطور که آقای سوان فکر می‌کند)، خنجر را در پهلو، زیر بازوی چپ و سینه‌اش فرو بردند. جادو و طلسمات دیدند که خون از او جادو و طلسمات جاری است، و [صفحه ۱۳۳]از آنجا که مهار کردن او غیرممکن بود، مجبور شد برای دفاع از جان خود، با تپانچه‌ای دولول به سمت جناب عالی شلیک کند که از ناحیه شانه زخمی شد: او روی تخت افتاد، اما وقتی به خود آمد، با خنجر به سمت او دوید
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.